الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)
179
مسند الإمام المجتبى (ع) (مسند امام مجتبى ع) (فارسى)
و هرگاه به ياد بهشت و جهنم مىافتاد ، همچون مارگزيده به خود مىپيچيد ! و از خداوند بهشت را درخواست مىكرد و از آتش دوزخ به او پناه مىبرد . آن حضرت چنان بود كه از قرآن كريم عبارت : « يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا » را نمىخواند ، مگر اينكه مىگفت : « لبيّك ! اللَّهُمَّ لَبيّك ! » ، و چيزى از حالات خود - يا به چيزى از پيرامون خود - نمىنگريست مگر اينكه ذكر خداى سبحان را مىگفت . او در گفتار ، راستگوترين مردم و در بيانش از همه كس فصيحتر بود ، روزى به معاويه گفتند : چه خوب بود ، از حسن بن على عليهما السلام مىخواستى تا منبر برود ! و سخنرانى كند تا مردم به نقص او پى ببرند و او را رها كنند ! معاويه به آن حضرت گفت : به منبر برو و سخنانى بگو تا ما را بدان وسيله موعظه كنى ! امام عليه السلام برخاست و بالاى منبر رفت ، پس از حمد و ثناى الهى ، فرمود : « اى مردم ! هر كه مرا مىشناسد كه مىشناسد ، و هر كه نمىشناسد ، من حسن بن على بن ابى طالب و پسر بانوى زنان جهان فاطمه دختر رسول خدايم ، منم فرزند بهترين خلق خدا ، منم پسر رسول اللَّه ، منم فرزند آنكه صاحب فضائل بى شمار است ! من پسر صاحب معجزات و دلايلم ، من فرزند امير مؤمنانم ، من آن كسى هستم كه از حقم محروم شدم ، من و برادرم حسين دو آقاى جوانان اهل بهشتيم ! منم فرزند ركن و مقام ، منم پسر مكه و منى ، منم فرزند مشعر و